بامداد، MBA، انگلیس

بامداد، از زبان آموزان سابق درخت جاویدان، تجربه‌ی تحصیل در لندن، انگلیس

 

۱. اول از همه اینکه خیلی از بچه‌هایی که هدف مهاجرت دارند درگیر این موضوع میشن که با چه امکانات مالی می‌توانند به کشور مقصد بروند. متاسفانه بعضی از دانشجوهامون که برآورد هزینه‌های کامل نکرده بودند، مجبور شدن که از کشور مقصد برگردند.
با معرفی اجمالی در مورد رشته تحصیلی، نام شهر و کشور مقصدتون چه توصیه‌ای در این زمینه به بچه‌های ایران دارید؟

اول از همه باید بگم که لندن کلاً شهر گرونیه؛ حمل نقل عمومی، تفریحاتی مثل سینما و تئاتر و خیلی چیزای دیگه نسبت به شهرهای دیگه گرون هستن
هزینه های شما طبیعتاً دو بخشه: دانشگاه و زندگی
  • دانشگاه که خب مشخصه، توی وبسایت هر دانشگاهی هزینه‌ی همه‌ی دوره ها آورده شده. باید حدوداً ۱۰ تا ۲۰ هزار پوند برای دانشگاه‌های خوب هزینه کنید (فوق لیسانس در انگلیس یک سال طول میکشه). البته دانشگاه‌های معروف ممکنه تا ۵۰ هزار پوند در سال هم شهریه بگیرن.
  • هزینه ی زندگی هم خودش ۲ بخش اصلی داره: هزینه خونه یا اتاقی که توش زندگی میکنین و سایر هزینه هاتون. برای اینکه یه زندگی خوب دانشجویی بکنین (یعنی حواستون به خرجتون باشه، ولی خیلی هم سخت نگیرین و قطعاً لاکشری منظورم نیست) حدود ۱۳۰۰ تا ۱۶۰۰ پوند در ماه نیاز دارید. تقریباً ۷۰۰ پوندش هزینه ی اتاقتونه. البته به یه سری مسائل هم بستگی داره؛ مثلاً دانشگاه‌تون کجای شهر باشه، میخواین نزدیک دانشگاه باشید با نه، خوابگاه میخواین برین یا یه اتاق اجاره کنین. مثلاً میشه با ۴۰۰ پوند در ماه هم اتاق پیدا کرد، ولی بعضی خوابگاه‌های مرکز شهر هم حتی تا ۱۵۰۰ پوند در ماه میگیرن (۷۰۰ پوند هزینه‌ی یه اتاق تو یه خوابگاه نرماله).

۲. این روزها، تو اینترنت اطلاعات موثقی در مورد مهاجرت نمی‌تونیم پیدا کنیم.
بعضی از بچه‌ها با این دید تصمیم به رفتن می‌گیرند که کشور مقصدشون آرمان شهر هست و هیچ تصویری از مشکلات پیش رو ندارن.
اگر بخواهید از خوبی‌ها و بدی‌های کشور مقصدتون به ما بگید و بچه‌های ایران رو راهنمایی کنید، چه مواردی را می‌توانید بهشون گوشزد کنید؟

قبل از هر توضیحی باید بگم که این مساله تا حد زیادی به تیپ شخصیت هر کسی بستگی داره.
من کسانی رو دیدم که اصلا از اینجا خوششون نیومده و برعکس.
طبیعتاً من هم نظر شخصی خودم رو اینجا می‌نویسم:

فکر می‌کنم بزرگترین مزیتی که اینجا برای اکثر مردم داره اینه که شما برای اینکه کارای دلخواهتون رو انجام بدین آزادی بیشتری دارین و اگر براتون مهمه بقیه راجع به شما چه نظری دارن ترس از قضاوت شدن کمتره. این میتونه مسائل ساده ای مثل پوشش یا خالکوبی یا یه همچین چیزاهایی باشه یا حتی مسائلی مهمتر مثل شغل یا نحوه‌ی زندگی شما.
طبیعتاً اینکه اینجا استقلال پیدا می‌کنین خوبی های خودشو داره، اگرچه میتونه یکم سخت هم باشه.
لندن شهر خیلی بزرگیه و ترافیک هم داره (چون می‌دونم خیلی‌ها از این مساله رنج میبرن)، ولی خب حمل و نقل عمومی عالی و دقیقی داره. هوای اینجا نسبت به تهران خیلی سالمه. البته اون روی سکه اش هم اینه که هر لحظه ممکنه بارون بیاد و حالتون رو بگیره یا مثلاً چند روز پشت متوالی ابری باشه و دلتون بگیره (این مساله اصلاً شوخی نیست!).
در مورد کار بگم که اینجا تقریباً از هر کسی که بپرسید میگه باید آشنا داشته باشی تا کار خوب پیدا کنی
و این واقعا‌‌ً درسته! کار پیدا کردن خیلی مساله سختیه (مخصوصاً اگر با ویزای دانشجویی میایین و میخواین بعد تحصیل به ویزای کار سوئیچ کنین که وحشتناکه) و براشون انگلیسی یا اروپایی بودن مهمه. این رو هم بگم که کلاً انگلیسی‌ها خیلی علاقه ای به دوست شدن با خارجی‌ها ندارن (توی این کارشون هم تبعیض قائل نمیشن) میشه گفت در مجموع مردم سردی هستن. البته از بین اروپایی ها میشه دوست های خیلی خوبی پیدا کرد.

۳. به نظرتون موقعیت اجتماعی ایرانی‌ها در کشور مقصد چه جوره؟
در کل رفتار مردم آن کشور با ایرانی‌ها چطور هست؟

مجموعاً همه خیلی مودب و‌ در برخورد های کوتاه بسیار مشتاق به کمک کردن هستن.
البته همونطور که گفتم به مکالمه های طولانی تر یا صمیمانه تر اصلا تمایلی ندارند.
به شخصه تا حالا هیچ برخورد بدی ندیدم و میشه گفت توی یه جمع دوستانه (بیشتر منظورم با اروپایی هاست) فرق خاصی براشون نداره از ایران اومدید یا نه و برخوردشون خیلی خوبه. البته تاکیدم روی اروپایی ها به این خاطره که آسیای شرقی ها و هندی ها عمدتاً گروه های دوستی خودشونو دارن و کمتر پیش میاد باهاشون دوست بشید. 

ولی برای کار گرفتن، اینکه انگلیسی یا اروپایی نیستین واقعا یک نکته ی منفیه، چون حتی اگر نژاد پرستی هم در کار نباشه، شما نیاز به ویزا دارین و چیزی‌ به اسم‌ اسپانسرشیپ، که خب شرکت ها ترجیح میدن شما رو‌ نگیرن. این رو هم بگم که کلاً درک درستی نسبت به ایران وجود نداره! اکثراً ایران رو میشناسن ولی تقریباً هیچی راجع به ابرانی‌ها نمیدونن! اگر کمی باسوادتر باشن اخبار دیدن و کلی چیز منفی درباره‌ی ایران شنیدن و ممکنه بپرسن: «ایران چه جور جاییه؟! ما فقط اخبار بد شنیدیم ازش»!
به نظر من برای مهاجرت کردن جایی مثل آمریکا، کانادا یا استرلیا میتونه خیلی مناسب تر از انگلیس باشه.

۴. اگر بتونید زمان رو به عقب برگردونید، آیا باز هم همین تصمیم را برای رفتن می‌گرفتید یا نه؟

بله. حتماً باز هم همین تصمیم رو میگیرم! به نظر من خیلی مهمه که برای انتخاب بین موندن در ایران یا زندگی در خارج (که دغدغه خیلی از ماهاست) هرکسی خودش زندگی خارج از کشور رو‌ تجربه کنه! مطمئناً با سفرهای توریستی خیلی متفاوته! بعضی مسائل خیلی شخصیه و جز با تجربه درکشون ممکن نیست! مثلاً اینکه زندگی تنها، به دور از خانواده و‌ عزیزان و دوستاتون چقدر براتون قابل تحمله! یا اینکه چقدر با فرهنگ مردم اینجا میتونین کنار بیایین و اصلاً شاید خیلی هم دوستش داشته باشین.

پیشنهادی که دارم اینه که خودتون رو محدود به جمع های ایرانی نکنین.
سعی کنین تا میتونین مردم اینجا و فرهنگ شون رو‌ بشناسین.

۵. خیلی از بچه‌ها تافل امتحان می‌دن و میگن کاش آیلتس امتحان می‌دادیم و یا بر عکس.
شما با توجه به شرایط کشور مقصد چه امتحانی را به بچه‌ها پیشنهاد می‌کنید؟

فکر میکنم این سوال خیلی تخصصی باشه. من دوستانی داشتم که با تافل هم اومدن انگلیس.
البته حتما توصیه میکنم قبل از اومدن یکم با لهجه‌ی بریتیش آشنا بشین چون ممکنه اوایلش کمی به مشکل بخورید.
برای این کار شاید امتحان آیلتس مناسب تر باشه! اگرچه که لیسنینگ آیلتس در مقایسه با لهجه‌ی غلیظ بعضی از آدمای اینجا تقریباً بی لهجه است اصلاً!!!

۶. تو کشوری که در حال حاضر ساکن هستید، بچه‌های کدوم رشته شانس بیشتری برای پیدا کردن شغل بهتر دارند.
در ضمن آیا در کشور مقصد شانس اقامت دائم هست یا نه؟
چون بعضی از بچه‌ها رفتن و دکترا گرفتن و متاسفانه شانسی برای موندن در آن کشور پیدا نکردن.
اگر بتونید توضیح کلی در این مورد هم بدید ممنون می‌شیم.

من راجع به آینده شغلی رشته‌های مختلف در اینجا خیلی اطلاعات دقیقی ندارم، ولی در مقایسه با کشور های دیگه، اقامت دائم گرفتن در انگلیس طول میکشه و شاید به زحمتش نمی ارزه. 

ولی یکی از مزیت‌های انگلیس نسبت به کشور‌های غیر انگلیسی زبان این هستش که شما بلافاصله بعد از ورودتون میتونین به راحتی تو یه رستوران یا مغازه یا یه همچین جاهایی کار نیمه وقت بکنین (با ویزای دانشجویی Tier 4 اجازه ۲۰ ساعت کار در هفته رو‌ دارین) که حدوداً ۶۰۰ پوند در ماه بهتون حقوق میدن (ساعتی ۷ یا ۸ پوند) که خب میتونه کمک خرج خوبی باشه براتون.

 

 


مطالب مرتبط:

نیلوفر – ویزای کار اسـترالیا

لادن – تجربه‌ی اقامت در استرالیا

نظر بدهید